همين يک ماده به ما خوراک، گرما، مواد شيميايي، دارو، لباس و بالاتر از همه، امکان حرکت داده است. بنابر اين براي ما طبيعي است که به دنبال تنها يک جايگزين پاکيزه و ساده براي نفت باشيم که همه اين کارها را بکند. اما واقعيت تلخ اين است که هيچ چيزي نمي تواند همه کارهايي را بکند که از نفت بر مي آيد. فعلا که نمي تواند و شايد هرگز هم نتواند.
صرفه جويي براي مصارف اساسي
از اين رو، برنامه ريزي براي دوران پايان نفت که به سرعت فرا مي رسد، به اين معني است که ما مي پذيريم بايد به جاي يافتن يک راه حل بزرگ، به چندين راه حل جزيي متوسل شويم .اين به معناي پذيرفتن اين نکته است که کارهايي هست که فقط نفت مي تواند بکند. اين همچنين بدان معناست که ما بايد فهرستي از نيازهاي اساسي خود نيز فراهم آوريم. احتمالا مصارف دارو سازي و کشاورزي در صدر اين فهرست قرار خواهد گرفت. پس از آن، نوبت به راههاي مختلف توليد انرژي مي رسد که بيشتر آنها بايد از منابع انرژي تجديد شونده به معناي منابع طبيعي پايان ناپذير تامين شود.
انرژي هيدروژني به شکل سنتي آن مدت هاي طولاني است که مرسوم بوده است. اين نوع انرژي از مهار قدرت آب جاري، مانند آسياب هاي آبي قديمي، توليد مي شود. انرژي هيدروژني، توليد آلودگي نمي کند، اما فقط در جايي کارآيي دارد که آب موجود باشد: احداث سد به ندرت پاسخگوي اين نياز است. انرژي موج شکل هاي جديدتري از نيروي توليد شده از آب است که تقريبا فقط در کشورهاي ساحلي امکان پذير است؛ در هر حال توليد گسترده اين نوع انرژي ها راه درازي در پيش دارد.
بسياري از کارشناسان هيدروژن را سوخت آينده مي دانند و شايد هم واقعا يک روزي چنين باشد. هيدروژن، يکي از اجزاي تشکيل دهنده آب، منبعي نامحدود است و باعث آلودگي نمي شود. اما در حال حاضر ذخيره کردن و انتقال آن دشوار است و تهيه آن متکي به مصرف الکتريسته است که اين الکتريسيته يا بايد منشاء آبي داشته باشد يا سوخت فسيلي. شايد وقتي الکتريسيته عمدتا از طريق انرژي خورشيدي تهيه شود، انرژي هيدروژني نيز جاي خود را در ميان سوخت هاي قابل دسترس آينده پيدا کند. حتي در کشور ابري مانند بريتانيا، پانل هاي خورشيدي نصب شده بر بام خانه ها مي تواند الکتريسيته آنها را تامين کند.
مکمل هاي با ارزش
اما اين نوع انرژي ها نمي توانند بلاانقطاع توليد شوند، پس ما هميشه به نوعي انرژي پشتيبان، مثلا نوعي باطري، نياز داريم. نيروي باد: توربين هاي بادي، شکل مدرن آسياب هاي بادي، مي توانند در کشورهاي پر بادي مانند بريتانيا مقادير مناسبي انرژي توليد کنند.اين توربين ها مانند پانل هاي خورشيدي قادر نيستند 24 ساعت روز انرژي توليد کنند و معمولا ساکنان نقاطي که اين توربين ها نصب شده اند، از سر و صدا، هيبت بزرگ آنها و خطري که براي پرندگان دارند، شاکي هستند.
سوخت زيستي (بيوفيول)، شامل محصولات زراعي و مواد خاصي مانند تفاله چغندر قند مي شود که نيروگاه ها مي توانند به جاي سوخت فسيلي از آن استفاده کنند.
يک نيروگاه در بريتانيا از فضله مرغ و باقيمانده دام هايي که در جريان اپيدمي جنون گاوي نابود شدند به عنوان سوخت استفاده مي کند. در کشورهاي در حال توسعه هم از چوب، با اين که کم ياب است، و همين طور مدفوع چهارپايان، که براي تقويت خاک زراعي فرسوده لازم است، به عنوان سوخت استفاده مي شود.
گزينه هاي دراز مدت
انرژي زمين گرمايي (Geothermal)، را از حرارت بالاي مرکز زمين توليد مي کنند. اين انرژي يا از صخره ها و آبي که نزديک به سطح زمين است، يا حفر چاه هاي عميق به دست مي آيد. اين نوع انرژي در اغلب ساختمان هاي کشور ايسلند و شمار زيادي از کشورهاي ديگر مورد استفاده است. با استفاده از تفاوت دما ميان عمق و سطح آب اقيانوس ها که در معرض تابش نور خورشيد بوده است، مي توان الکتريسيته توليد کرد. بنابر يک تحقيق، يک دهم درصد از انرژي خورشيدي تابش شده به اقيانوس ها، مي تواند بيش ار بيست برابر انرژي مصرفي قاره آمريکاي شمالي را تامين کند. اما دسترسي گسترده به اين نوع انرژي نيز راه درازي در پيش دارد.
ذخائر گاز ممکن است بيشتر از نفت دوام بياورد. ذغال سنگ به وفور يافت مي شود اما سوزاندن اين نوع سوخت به گرمايش زمين دامن مي زند وسوختي آلوده کننده تر از نفت تلقي مي شود. انرژي هسته اي باعث توليد گازهاي گلخانه اي نمي شود اما عيوب متعددي دارد. بسياري از مردم با استفاده از اين نوع انرژي مخالفند چون معتقدند نه تنها منبع انرژي خطرناک است بلکه جمع آوري و دفن زباله هاي آن نيز تاکنون با خطرات ايمني زيادي همراه بوده است.
مشکل جا به جايي
در اين ميان سوخت ديگري وجود دارد به نام "سوخت پنجم". سوخت پنجم همان حفظ و همچنين کاهش اتلاف انرژي است. تلويزيون را بي دليل روشن رها نکردن، کتري را بيش از حد لازم از آب پر نکردن، لامپ اضافي را خاموش کردن و با خودرو و وسايط نقليه ديگر، سفرهاي غيرضروري انجام ندادن، همه و همه باعث کاهش اتلاف انرژي مي شود. در کنار کاهش اتلاف انرژي مي توان وسايط نقليه و ديگر امکانات مورد استفاده در زندگي روزمره را به لحاظ مصرف انرژي بهينه کرد. بسياري از سوخت هاي جايگزين در حال حاضر در دسترس هستند. سوخت هاي ديگري هم بزودي در دسترس خواهند بود و قيمت آنها نيز روز به روز کاهش خواهد يافت. بزرگترين مشکل، مشکل حمل و نقل است چون بسياري از سوخت هاي جايگزين به راحتي در خودروها قابل استفاده نيستند. به جز اين، تنها چيزي که يادآوري آن لازم است اين است که ما متوجه باشيم در آينده براي روشن کردن حتي يک لامپ در خانه خود تا چه حد به اين نوع سوخت ها نيازمند خواهيم بود.
آلکس کربي گزارشگر محيط زيست بي بي سي
منبع:کانون دانش


